JN44_2016_Webslider_01_v01
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

راهی ...

به فرهنگ باشد روان تندرست

عطار در یک نگاه




 عطار نیشابوری یکی از مفاخر برجسته و از شاعران صاحب سبک در زبان و ادبیات فارسی است که آثار ارزشمند او همچون مثنوی های مصیبت نامه، الهی نامه، منطق الطیر، خسرو نامه، مختارنامه(مجموعه رباعی)، دیوان غزلیات و کتاب تذکره الاولیای او سرمشق بسیاری از شاعران و نویسندگان بوده است. عطار دوستداران بسیاری دارد و شاید بیش از همه این "مولانا"ست که هواخواه اوست و در شاعری و اندیشه های عرفانی از او پیروی می نماید. چنانکه گوید:


هفت شهر عشق را  عطار گشت

 ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


مولوی نه در این یک بیت بلکه در جای جای آثار خود از عطار به نیکی یاد کرده و بی هیچ اغراقی او را می ستاید؛ چراکه شاید ارزش وجودی آثار خود را وام دار این شاعر و عارف بلندآوازه نیشابوری می داند. معروف است که بهاءالدین محمد –پدر مولوی- در مهاجرت خود، زمانی که از نیشابور می گذرد به ملاقات عطار رفته و عطار نسخه ای از کتاب «اسرار نامه» خود را به مولوی که در آن زمان خردسال بود می بخشد. هرچند که این داستان در منابع مهمی چون «مناقب العارفین افلاکی»، «رساله فریدون سپهسالار» و «ولدنامه» نیامده و به صحت صد در صد آن باید شک کرد اما با تمام تشابهات و تفاوت ها، بی شک مولوی نسخه اسرار نامه و دیگر آثار عطار را سرمشقی برای سرایش «مثنوی معنوی» و کتاب های دیگر خود قرار داده است.

 افلاکی نقل می کند که: «روزی حضرت مولانا دوات و قلمی خواسته، برخاست و برد در باغچه مدرسه این ابیات را نبشتن فرمود:


خطاب حقّ و بنده هر دو بشناس

 که تو "هو" گویی و حق ایّها النّاس

خوشا هایی ز حق، وز بنده هویی 

میان بنده و حق ، های و هویی

نبیند مرد خودبین پادشا را 

انین المذنبین باید خدا را

درین ره نیست خودبینی خجسته

 تنی لاغر، دلی باید شکسته.


 علاوه بر این بنابر تحقیقات بدیع الزمان فروزانفر مأخذ قسمتی از داستان های مثنوی شریف نیز برگرفته آثار منظوم عطار است.درباره زندگینامه عطار اطلاعات چندان دقیقی در دست نیست و در برخی از موارد همچون تولد و مرگ او اختلافاتی دیده می شود ولی در اینکه او شغل پدرش را دنبال می کرده و دکان عطاری و یا دارو فروشی داشته جای هیچ شک و شبهه ای نیست؛ چراکه بارها در آثار خود بدان اشاره داشته است. برای مثال در مصیبت نامه می نویسد:


مصیبت نامه کاندوه جهان است

الهی نامه کاسرار نهان است

به داروخانه کردم هر دو آغاز 

چگونه زود رستم زین و آن باز

به داروخانه پانصد شخص بودند

که در هر روز نبضم می نمودند


با اینهمه گاه زندگانی او با حکایات مجعولی نیز آمیخته است که درستی آن ها را نمی توان تأیید کرد. چنانکه جامی در کتاب نفحات الانس درباره دگرگون شدن حالات روحی عطار و گرایش او به عرفان می نویسد: «گویند سبب توبه وی آن بود که روزی در دکّان عطّاری مشغول معامله بود. درویشی به آنجا رسید و چند بار شیءالله گفت. وی به درویش نپرداخت. درویش گفت: ای خواجه! تو چگونه خواهی مُرد؟ عطار گفت: چنان که تو خواهی مُرد. درویش گفت: تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش کاسه ای چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغیّر شد و دکان برهم زد و به این طریق در آمد.»

علاوه بر این درباره کشته شدن عطار در فتنه مغول و مکالمات او قبل از کشته شدن با سرباز مغولی و سخن گفتن و شعر سرودن سر بی تن او پس از کشته شدنش قصه های بی پایه و اساسی گفته اند که همگی ساختگی است.عطار که از خود به عنوان «رند قلندر» یاد کرده است ظاهرا قسمتی از عمر خود را به سیر و سیاحت و گشت و گذار پرداخته و از مکّه تا ماوراءالنهر به خدمت بسیاری از مشایخ از جمله «نجم الدّین کبری» رسید. گفته اند که عطار با «مجدالدّین بغدادی –صوفی معروف و از شاگردان نجم الدّین کبری- رابطه داشته و گویا مرید او بوده است. در مدارج سلوک نیز به شیخ ابوسعید ابوالخیر ارادت ویژه ای دارد و همواره او را تعظیم و تکریم می کند.علاوه بر آن به گفته سعید نفیسی «چیزی که مخصوصا از اشعار عطار و بیشتر از غزلیات او برمی آید این است که اعتقاد خاصی به حسین بن منصور حلاج داشته و در اشعار خود مکرر از او نام برده و حتی زندگی او و سرانجام وی را در غزلیات خود شرح داده است و نیز معلوم می شود که مردی بسیار محقق بوده و از تاریخ آگاهی کامل داشته و در مثنوی های خود از احوال بزرگان تاریخ ایران چون محمود غزنوی و نظام الملک طوسی و سلطان سنجر و مسعود غزنوی و احمد بن حسن میمندی و عبدالله بن طاهر و نصربن احمد سامانی و نوح بن منصور و... حکایت های فراوانی دارد» با این حال هیچ گاه زبان به مدح و ثنای پادشاهان نگشود و برای کسب درآمد و گذران زندگی شعر نگفت. شعر عطار اگرچه گاهی در فنون شاعری سست و ضعیف به نظر می رسد اما معانی آن در بالاترین درجه کیفی جای دارد. او خود را مرد حال می داند و شعر در نظر او ارزش چندانی ندارد:


شاعرم مشمر که من راضی نی ام

 مرد حالم، شاعر ماضی نی ام

عیب از شعر است و این اشعار نیست

 شعر را در چشم من مقدار نیست

تو مخوان شعرش اگر خواننده ای

ره به معنی بر ،اگر داننده ای

شعر گفتن چون ز راه وزن خاست 

وز ردیف و قافیه افتاد راست

گر بود اندک تفاوت نقل را

 کژ نیاید مرد صاحب عقل را


عطار دانشمندی است که به شهادت آثارش علاوه بر طب و ادویه، در حکمت، نجوم و علوم دینی نیز تبحر دارد. با این حال به فلسفه روی خوشی نشان نداده و بیشتر تمایلات او عرفانی است؛ مخصوصا به قصص و اقوال صوفیان شوق خاصی نشان می داد.به گفته دکتر زرین کوب «تصوف عطار با آنکه آکنده از درد و سوز و عشق و شور است، تصوفی است معتدل و در حدی است که طریقت را با شریعت می آمیزد و از ادعای حقیقت که سخنان بعضی صوفیه را رنگ دعوی و خودنمایی داده است، می پرهیزد و ظاهرا همین مزیت است که در سخن او دردی و تأثیری خاص نهاده است.»

اما به جرأت می توان گفت که دلپذیرترین و مقبول ترین تألیف عطار کتاب تمثیلی و رمزی «منطق الطیر» اوست که مجموعه کاملی از عرفان، حکمت و اخلاق است ولی متأسفانه چنان که باید جای خود را در میان نسل امروز باز نکرده و برای بسیاری از نوجوانان و حتی بزرگسالان ناشناخته مانده است. امروزه چند درصد از عموم مردم عطار و آثار او را می شناسند و یا اشعار او را می خوانند؟! اندیشه های فاخر عطار که موضوع آن خود شناسی و رسیدن به کمال انسانی است تا چه اندازه در زندگی ما تأثیر گذار بوده و هست؟! لازم است تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی تبلیغات گسترده ای در شناساندن شاعران و نویسندگان به عموم مردم داشته و اندیشه های اسلامی و اخلاقی آن ها را به صورت کاربردی به سطح جامعه بیاورند. کاری که تا به امروز صورت نگرفته و این امر همت مسئولان فرهنگی و ادبی ایران را می طلبد.





تاریخ ارسال: دوشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 11:37 | نویسنده: باهری | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد