JN44_2016_Webslider_01_v01
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

راهی ...

به فرهنگ باشد روان تندرست

چاه بابل...



در ساختمان ما کمتر پیش میاد درگیری و دعوایی به گوش برسه، عمدۀ ساکنین تا حدودی متمول و تحصیلکرده هستند و بسیار ساختمان ساکتیه در کل،،،، اما دیشب ساعت های 11- 12 بود که شنیدم از توی حیاط صدای داد بی داد میاد.به شخصه آدم فضولی نیستم اما خب احتیاط هم شرط عقله برای اینکه یه وقت شرّی نباشه که دامنش گریبان ما رو بگیره !!!سرم رو از پنجره بردم بیرون ببینم چه خبره که دیدم «آقای مرزداری» همسایه ما در حال مشایعت یک عده ست که همه کراوات زده و شیک و با کفشای فوقِ پاشنه بلند در حال فحاشی و ترک کردن خانه هستند!!!جالب اینجا بود که گل و شیرینی در دست آقای مرزداری بود و ایشان در برابر تمام فحاشی های مهمانانش که معلوم بود آمدن خواستگاری! سکوت محض بود و هیچ نمی گفت و وقتی رفتند بیرون جلوی چشم شان گل و شیرینی شان را گذاشت دم در و برگشت...فردای آن روز آقای مرزداری را در پارکینگ دیدم. بعد از سلام و علیک بخاطر سر و صدای دیشب ازم عذرخواهی کرد.گفتم مساله ای نیست اما عجیب بود از ان چهره ها همچون فحاشی های رکیکی! گفت نه عزیزم عجیب نیست... بی اینکه بپرسم قضیه چی بوده خودش شروع کرد به شرح دادن که:


                @@@@@@


«این جلسۀ سوم بود و همۀ قضایا حل شده بود و آمده بودن که قرار عقد و عروسی بگذاریم.وقتی همۀ کارها را هماهنگ کردیم و نوشتیم. مادر داماد رو کرد به خانم من گفت خب ایشالله نوگل مان را کی ببریم برای معاینه دکتر؟ خانوم من پرسید هر وقت پدرش بگوید!من که فکر نمی کردم مساله همانی باشد که فکر می کنم پرسیدم برای چی؟ که گفتن برای معاینه دوشیزگی دیگه...گفتم هیچ مساله ای نیست.ایشالله خانوما یه قرار بذارین با دختر من برید برای این مساله ؛آقا داماد هم تشریف بیارن با بنده که بریم برای معاینه...پدر داماد گفت ببخشید برای چه معاینه ای؟ عدم اعتیاد و اینها رو که رسما میرن و می گیرن...که گفتم نه خیر!برای معاینه پیش دکتر متخصص کولورکتال (راست روده و مقعد) که ایشان هم متقابلا گواهی کنند آقا داماد گل ما احیانا اعتیاد به رابطۀ مقعدی نداشته باشن...و بعد از اونش را خودتان می توانید حدس بزنید»


گفتم بله و مدت هاست که دارم به این موضوع فکر می کنم که کاش واقعا تمام پدران و مادران دختران این سرزمین جسارت آقای مرزداری را داشتند و مقابل این توهین بی شرمانه و در خواست گواهی بکارت از دختران به همین شکل ایستادگی می کردند و شدت وقاحت این موضوع را به همین صورت نمایان می ساختند .چه اینکه واقعا هم همین است و درخواست گواهی دوشیزگی به همان اندازه زننده ست که درخواست گواهی سلامت کولورکتال!

شوربختی مرد در این است که سن خودش را نمی بیند!جسمش پیر می شود اما تمنایش همچنان جوان می ماند!زن، اما هستی اش با زمان گره خورده!آن ساعت درونی که نظم می دهد به چرخه ی زایمان!آن عقربه که در لحظه ی مقرر می ایستد روی ساعت یائسگی!این ها همه پای زن را می برد روی زمین سخت واقعیت!هر روز می ایستد برابر آینه تا خطی بکشد به چشم یا سرخی بدهد به لب!تصویر روبرو خیره اش می کند به رد پای زمانکه ذره ذره چین می دهد به پوست!اما، مرد پایش لب گور هم که باشد، چشمش که بیفتد به دختری زیبا، جوانی او را می بینداما زانوان خمیده و عصای خود را نه!مگر وقتی که واقعیت با بی رحمی تمام آوار شود روی سرش!!!



«چاه بابل» محصول خالق رمان نام‌آشنای همنوایی شبانه ارکستر چوبهاست، شاید بشود گفت دومین رمان وی یا تکه‌ی دوم از سه‌گانه‌ی او. رضا قاسمی آنچنان که خود اظهار کرده، هر رمانش را چندین و چند باره می‌نویسد، می‌نویسد و می‌نویسد تا نوشته‌اش را بتراشد و صیقل بدهد تا هر کلمه‌ی نوشته‌اش، تمام داشته‌ها و پنداره‌های ذهنی خواننده‌اش را به چالش بکشد. همنوایی را در حدود 13 بار و چاه بابل را که هنوز در ایران چاپ نشده؛ اما در وبلاگهای متعدد می‌شود یافتش، حدود 20 بار می‌نویسد و می‌نویسد تا هویت زادبومی خویش، هویت ایرانی‌اش و همچنین عنصر مسلط بر روحش یعنی فضای تبعید را بر خودش و خواننده‌اش آشکار کند. رضا قاسمی، نمایشنامه‌نویس، موسیقیدان و داستان‌نویس مقیم پاریس (فارغ التحصیل رشته‌ی کارگردانی تئاتراز دانشگاه تهران) و یکی از موفق‌ترین نویسندگان ادبیات مهاجرت است. وی اصالتاً جنوبی است؛ اما زاد‌ه‌ی اصفهان به سال 1328ه.ش. «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» اولین رمان اوست که در سال 1996م، در آمریکا و بعد در ایران توسط نشر آتیه در سال 1380 منتشر شد و قاسمی را به عنوان رأس هرم ادبیات مهاجرت ایران مطرح کرد. بعد از این رمان شاخص، قاسمی باز پیچ و خم پرتلاطم نوشتن متنهای طولانی و هزارتویی را ادامه می‌دهد و از این تکرار است که چاه بابل زاده می‌شود.






تاریخ ارسال: سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 09:00 | نویسنده: باهری | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد