JN44_2016_Webslider_01_v01
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

راهی ...

به فرهنگ باشد روان تندرست

فریدون مشیری دریک نگاه.


  گفته بودی که چرا محو تماشای منی

  آن‌چنان مات، که حتی مژه برهم نزنی

 مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود 

ناز چشم تو به قدر مژه برهم‌زدنی...



 فریدون مشیری در سی ام شهریور سال 1305 در یک خانواده اصیل و فرهیخته در تهران به دنیا آمد. جد پدری مشیری، ازصاحب منصبان سرشناس لشکری در حکومت نادرشاه افشار بود و پدربزرگ مادریش یکی از شاعران به نام در دوره ناصری به حساب می آمد .با چنین پیشینه خانوادگی مشیری در کودکی پیش از رفتن به مدرسه با ادبیات کهن فارسی آشنایی کامل داشت، او بخشی از تحصیلات ابتدایی خود را تهران و بخشی دیگر را به دلیل کار پدرش در مشهد گذراند، اما در سال 1320 با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین به همراه خانواده دوباره به تهران بازگشت و دوران متوسطه را در دبیرستان ادیب به اتمام رساند.

 مشیری در سن هیجده سالگی با اینکه هنوز یک سال تا پایان تحصیلاتش باقی مانده بود، به استخدام وزارت پست و تلگراف آن زمان در آمد و مدت سی و سه سال در این وزارتخانه به کار مشغول بود.مشیری از پانزده سالگی شعر می گفت و در سال 1323 اولین شعر او با نام" فردای ما "در روزنامه" ایران ما" به چاپ رسید، همین اتفاق آغازگر فعالیت های مطبوعاتی مشیری شد، او همزمان با کار در اداره پست و تحصیل، در مجلات مختلف ادبی نیز کار می کرد . 

فریدون مشیری اولین مجموعه شعر خود را در سال 1334 با نام "تشنه طوفان "با مقدمه ای از "شهریار" و"علی دشتی "به چاپ رساند.خود مشیری در مورد اشعارش می گوید:" چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا،........."معروفترین شعر مشیری "کوچه "در سال 1339 در مجله "روشنفکر "به چاپ رسید. مشیری علاوه بر شعر به موسیقی سنتی هم علاقه زیادی داشت و ردیف ها و گوشه های موسیقی را به خوبی می شناخت، به همین خاطر در بین سال های 1350 تا 1357 با برنامه "گل های تازه "رادیو ایران همکاری مستمری داشت. 

  مشیری درسالهای پایانی عمر، علی رغم نداشتن وضعیت جسمی مناسب در شب های شعر مختلفی که دوستدارنش در سراسر دنیا برایش ترتیب می دادند، شرکت می کرد و درآمد حاصل از این مراسم ها را، صرف امور خیریه می کرد. سرانجام فریدون مشیری پس از تحمل یک دوره طولانی بیماری در سوم آبان ماه سال 1379 در سن هفتاد و چهار سالگی در تهران درگذشت. 


برخی از  آثار:

 تشنه طوفان، 1334

 نایافته، 1337

 ابر،1340

 ابر و کوچه، 1345

 بهار را باور کن، 1347

 از خاموشی، 1356

 مروارید مهر ، 1365

 آه باران، 1367 از دیار آشتی، 1371 

لحظه ها و احساس، 1374

 آواز آن پرنده غمگین، 1378

 نوایی هماهنگ باران (پس از مرگ)، 1384



بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم 

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچید...


 فریدون مشیری مجموعه اشعار خود را به صورت دکلمه اجرا نموده است.

روانش شاد ویادش جاودانه...





تاریخ ارسال: چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:30 | نویسنده: باهری | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد